حضرت زهرا سلام الله عليها، در فرازي از خطبه ي فدکيه مي فرمايد: «فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ؛وَالصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْر...» خداوند، ايمان را براي پاک شدن شما از شرک قرار داد، و نماز را براي رهايي شما از کبر، واجب نمود.
حقيقت اين است که هدف از خلقت انسان تقرب الي الله و رسيدن به کمال است، تنها راه تقرب به خدا، عبادت و پرستش ذات مقدس اوست که «وماخلقت الجن والانس الا ليعبدون» اولين مرحله براي رسيدن به اين هدف، ايمان به خداي يگانه است. در واقع ايمان به خدا، براي تطهير قلوب از آلودگي شرک قرار داده است، که انسان در مقابل خداوند متعال هيچ کسي را قرار ندهد، و از هوس هاي نفساني خود پيروي نکند. داستان بني اسرائيل، بسيار عبرت انگيز است، وقتي که بني اسرائيل به همراه حضرت موسي عليه السلام، از رود نيل گذشتند، و بالعيان قدرت خداوند متعال را باچشم سر ديدند که آنها نجات پيدا کردند و فرعونيان غرق شدند، با پيروي از هواي نفس در مسير راه وقتي گروهي را ديدند که مشغول بت پرستي هستند، و در خلال مراسم پرستش بتها به پاي کوبي و خوشگذراني مشغول هستند، فورا هوس بت پرستي به سرشان زد، و از حضرت موسي عليه السلام، در خواست کردند که (يا موسي اجعل لنا الها کما لهم آله?)، (سوره اعراف آيه 138)، اي موسي براي ما هم چنين خداياني درست کن که مانند بت پرستان ماهم بت داشته باشيم. بنابراين؛ هوس پرستي از نظر اسلام مردود است و هيچ وقت دنبال هوس رفتن انسان را به سعادت نمي رساند. تنها عاملي که مي تواند موجب رشد انسان شود و انسان را به قرب الهي برساند، ايمان واقعي به خداوند متعال و حرکت کردن در مسير عبوديت الهي است. انسان فطرتا توحيدي آفريده شده است، و دشمن ترين دشمنان انسان در اين راه شرک است. به همين جهت است که شيطان تمام هم و غم خود را بکار مي گيرد، تا انسان را از يگانه پرستي دور کند، و به شرک نزديک نمايد. که «ان الشرک لظلم عظيم» شرک ورزيدن به خداوند ظلم بزرگي است.
ظلم يعني اينکه انسان حق ديگري را از بين ببرد. آيا حقي بالاتر از حق خداوند بر بندگانش وجود دارد؟ تمام نعمت هاي که انسان داراست، همه را خداوند به او داده است، از طرف ديگر عقل انسان حکم مي کند که شکر منعم واجب است، و بايد از او تشکر نمايد، تشکر نمودن به اين است که حق او را نسبت به خودش ادا نمايد. ادا نمودن حق خداوند، در اين است که انسان به طرف او برود، تا به کمال برسد. به تعبير ديگر خداوند حق دارد که بندگانش او را پرستش نمايند، پرستش نکردن خدا، يعني ادا نکردن حق او، که اين بزرگترين ظلم و بزرگترين پايمالي حق است. قرآن کريم در سوره يوسف آيه 106 مي فرمايد:«وَمَا يُؤْمِنُ أَكْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلَّا وَهُمْ مُشْرِكُونَ» ايمان اکثر مردم توأم با شرک است، هرچه که ايمان انسان ضعيف تر باشد شرکش بيشتر است، و هرچه ايمان قوي تر باشد، شرکش ضعيف تر است. ولذا حضرت زهرا سلام الله عليها مي فرمايد:«فَجَعَلَ اللَّهُ الْإِيمَانَ تَطْهِيراً لَكُمْ مِنَ الشِّرْكِ» خداوند ايمان را براي تطهير کردن شما از آلودگي شرک قرار داد.
در فراز بعدي ميفرمايد:«وَ الصَّلَاةَ تَنْزِيهاً لَكُمْ عَنِ الْكِبْر» خداوند نماز براي رهايي شما از تکبر واجب نمود. در تاريخ آمده است که عده اي از قبيله ي ثقيف نزد رسول اکرم صلي الله عليه وآله وسلم، آمدند و عرض کردند يا رسول الله ما مي خواهيم که مسلمان شويم ولي سه شرط داريم. اول اينکه اجازه بده يا يک سال ديگر ما اين بت هاي مان را بپرستيم. دوم اينکه اين نماز خيلي براي ما سخت و ناگوار است(عرب تکبر شان اجازه نمي داد که رکوع و سجود نمايند، در حالي که تمام نماز خضوع و خشوع و تذلل است). سوم اينکه از ما نخواه که بت بزرگ مان بدست خود مان بشکنيم. حضرت فرمود: از اين سه پيشنهاد شما تنها سومي را قبول مي کنم و به ديگري مي گويم که بت بزرگ شما را بشکند، اما آن دو شرط شما محال است که بپذيرم. اگر اسلام را قبول مي کنيد، بايد همه اش را بپذيريد. نه اينکه دنبال سود جويي و منفعت طلبي باشيد. بندگي يعني من هيچ چيزي از خود ندارم (عبدا مملوکا لايقدر علي شيء)، (سوره نحل آيه 75) اما شخص متکبر مي گويد من بزرگم و در مقابل کسي سرخم نمي کنم. وقتي که اين صفت مذموم و اين احساس، در انسان ملکه شود، شخص حتي در مقابل خداوند هم حاضر نيست که سرخم کند. آنهايي که پيش پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله وسلم،آمدند و پيشنهاد کردند که ما حاضر هستيم اسلام بياوريم و جان و مال خود را در اختيار شما قرار بدهيم به شرطي که سجده ي نماز از ما برداريد و سجده نکنيم. و در شأن ما نيست که روي خاک بيفتيم. پيغمبر صلي الله عليه وآله وسلم، فرمود:«لاخير في دين ليس فيه رکوع و سجود»، (بحار الانوار،ج18،ص203) ديني که در آن رکوع و سجود نباشد، خيري در آن نيست. تکبر سبب شد که ابليس با سجده نکردن به حضرت آدم، کافر شود (وکان من الکافرين)، (سوره بقره آيه،34)، تکبر براي افراد متفاوت است، و برخي اندوخته زيادي از تکبر دارند، و برخي هم اندوخته اش از تکبر کم است. و مقدار کمي از تکبر هم بسيار خطر ناک است، مخصوصا که اين صفت مذموم مثل بذر رشد و نمو مي کند و بتدريج همه سر زمين دل انسان را فرا مي گيرد، و موجب عصيان مي شود. در روايات اسلامي از، تکبر، حسد و حرص به عنوان ريشه هاي کفر ياد شده است، که اين ريشه ها جوانه مي زنند، و ساقه و شاخ و برگ در مي آورند، که ميوه اش همان کفر است. اما نماز عاملي براي ريشه کن کردن اين صفت مذموم است. اميدوارم که خداوند متعال به ما توفيق عمل به فرمايشات حضرت زهرا سلام الله عليها را عنايت فرمايد و ما را از پيروان واقعي حضرتش قرار دهد. ايام شهادت بانوي دو عالم است، در روايتي از امام باقر عليه السلام آمده است. که روزي از روز ها حضرت زهرا سلام الله عليها بسيار گريست، حضرت علي عليه السلام، از علت گريه ي حضرت سؤال نمود، حضرت فاطمه سلام الله عليها، اينگونه جواب داد، علي جان (ابکي لما تلقي بعدي) (بحار،ج43، ص27) گريه ام براي غمها و ناگواري هايي است که بعد از من به تو مي رسد. علي جان
به وقت مرگ، پر کردم زخون چشم تر خود را
که تنها مي گذارم بين دشمن همسر خود را
خدا يا اولين مظلوم عالم را تو ياري کن
که امشب مي دهد از دست، تنها ياور خود را
دلم خواهد که برخيزم زجا و بازويش گيرم
دل شب چون نهم بر قبر پنهانم، سر خود را
اجل اي کاش در آن ما جرا مي بست چشمم را
نمي ديدم نگاه درد ناک دختر خود را
شهادت مي دهد فردا به محشر عضو و عضو من
که کشتند اين جماعت، دختر پيغمبر خود را
لاحول ولاقو? الا بالله العلي العظيم
برچسب:
نویسنده: شیوا عباسیان