چکيده
مديريت و رهبري از روزي که بشر پا به عرصه گيتي نهاده مورد توجه بوده است، مخصوصا با پيشرفت هاي علمي روابط افراد در جامعه، روز بروز پيچيده تر مي گردد، در عصر حاضر که علم و دانش به صورت سرسام آوري رو به پيشرفت است، نياز به مديريت و رهبري هم بيشتر احساس مي شود که در زمينه هاي مختلف، مانند، تعيين اولويت ها، توانمند سازي نيروها و شبکه سازي نيروها، ايفاي نقش نمايد. مدير و رهبر مي تواند، با شفقت و مهرباني و تلاش خستگي ناپذير، نهاد هاي علمي و ديني را سازمان دهي نمايد و با استفاده از الگوسازي براي زندگي معنوي و ترويج مشارکت عمومي، در مسير هدايت معنوي، قدم بردارد. و جامعه را به سوي سعادت و خوشبختي رهنمون سازد.
کليد واژه: مديريت، رهبري، نهاد علمي، نهاد ديني، اثر بخشي، منابع انساني.
مقدمه
مديريت و رهبري، از اساسي ترين وسيله ي پيشرفت در هر جامعه است. که بدون مديريت و رهبري صحيح نه تنها جامعه بلکه، يک کارگاه صنعتي هم به نتيجه نمي رسد. از سوي ديگر؛ نهاد هاي علمي و ديني نقش حياتي در تربيت انسان ها، و حفظ ارزش هاي فرهنگي و توسعه ي علم و دانش دارند. اگر مديريت و رهبري درست نباشد، اهداف نهاد هاي علمي و ديني هم بدرستي تحقق نمي يابند. نه تنها در عرصه ي بين المللي و جهاني، بلکه در عرصه ي فردي هم کارايي لازم را ندارند، و در شکل دهي هويت فرهنگي و ايجاد سرمايه هاي اجتماعي، نمي توانند نقش اساسي ايفا نمايند. درحالي که قدرت نرم يک ملت در سطح جهاني، وابسته به جايگاه علمي، دانشگاهي و مراکز ديني و نفوذ معنوي آن است.
از آنجايي ک نهاد هاي علمي و ديني به طور مستقيم در توسعه ي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي جوامع اثر مي گذارد، و مسؤليت هدايت فکري و معنوي جامعه را بردوش دارند، مخصوصا در شرايط کنوني، نيازمند مديريت و رهبري توانمند هستند. تا بتوانند با چالش ها روبرو شده و از فرصت ها بهره برداري لازم را نمايند. در اين نوشتار اين مسأله مورد تحليل و توصيف قرار مي گيرد.
اهميت و ضرورت پژوهش
موضع مورد نظر، بصورت اختصار، از چند جهت ضرورت دارد که در مورد آن تحقيق و پژوهش صورت بگيرد.
الف- ضرورت اجتماعي؛ حضرت علي عليهالسلام در مورد ضرورت مديريت ميفرمايد: «لابد للناس من من امير برّ او فاجر» مردم از امير و حاکم (مدير) ناگزيرند، چه خوب باشد و چه بد. امام رضا عليه السلام، در اين مورد مي فرمايد:« انا لا نجد فرق? من الفرق ولا مل? من الملل بقوا وعاشوا الا بقيم و رئيس لما لابد لهم منه في امر الدين و الدنيا ...و لا قوام لهم الا به...» نمي يابيم، گروهي از مردم و ملتي از ملتها را که زندگي بادوام داشته باشند، مگر اينکه نيازمند، سرپرست و قيّم مي باشند. زيرا؛ در امر دين و دنيا، چارهاي جز وجود سرپرست و پيشوا نيست... هيچ ملتي قوام و دوام ندارند، مگر به قيم... در حديثي از پيامبر گرامي اسلام، صلي الله عليه وآله وسلم، آمده است:«اذا کان ثلاث في سفر فليؤمروا احدهم». هرگاه سه نفر هم سفر شدند، از ميان خود يکي نفر را به سالاري و رهبري انتخاب نمايند. اين ضرورت وجود را رهبر را ثابت مي کند. يا اينکه امير المؤمنين علي عليه السلام، نقش مدير و رهبر را در جامعه به رشته و نخ گردنبند تشبيه کرده است که دانه ها و مهره ها را به هم ارتباط داده و از مجموع آنها يک واحد بهم پيوسته به وجود آورده است، و اگر آن رشته از هم بگسلد مهره ها پراکنده گرديده و هماهنگي خود را از دست مي دهد.
از آنجايي که جوامع انساني مخصوصا جوامع اسلامي، بنا بدستور قرآن کريم که پيامبر گرامي اسلام را به عنوان الگوي مفصل معرفي مي کند. که آن حضرت در همه ي جهات، از جمله مديريت و رهبري الگوي تمام نماي علمي و معنوي کار آمد مي باشند. نهاد علمي و ديني بدون مديريت و رهبري برخاسته از اين مکتب و سرمشق گرفتن از آن، نمي توانند رسالت خود را در هدايت نسل هاي آينده ايفا کنند.
ب- ضرورت فرهنگي؛ نهاد هاي علمي و ديني، به عنوان حافظان ميرات گران بهاي فکري، فرهنگي و معنوي جوامع اسلامي، اگر فاقد مديريت و رهبري توانمند و الهام بخش باشند، دچار رکود، انفعال و اضمحلال خواهند شد. در نتيجه نمي توانند در مقابل نحله هاي گوناگون جوامع بشري، مقابله نمايند و يا از خود دفاع نمايند.
ج- ضرورت علمي؛ تحقيق و بررسي در مورد نظريه هاي مديريتي، و آگاهي از جنبه هاي مثبت و منفي آنها، و بکار گيري نوآوري ها و استفاده از تجارت سود مند ديگران، در اين زمينه سبب رشد و توليد دانش بومي در حوزه مديريت و رهبري خواهد شد. و نهاد هاي علمي و ديني روز بروز کار آمد تر، و نقش تعيين کننده تري در جامعه ايفا خواهند نمودند.
د- ضرورت جهاني؛ دنياي در روز جاری با استفاده از تکنولوژي پيشرفته جهان را به مثابه يک دهکده ي جهاني تبديل نموده است، و نهاد هاي علمي و ديني در سطح بين المللي با يکديگر در حال تعاملند، مديريت و رهبري کار آمد، باعث ارتقاي جايگاه اين نهاد ها در سطح بين المللي خواهند شد. و لذا؛ ضرورت دارد که مديريت و رهبري مورد پژوهش قرار بگيرد، تا اين نهاد ها بتوانند در عرصه ي بين الملل پيش گام و زمينه ساز ظهور منجي عالم بشريت شوند. انشاء الله.
پيشينه تحقيق
از آنجايي که انسان موجود اجتماعي است و زندگي اجتماعي بدون مديريت و رهبري به سر انجام نمي رسد، به همين جهت اکثر پژوهشگران معتقد هستند که بشر از بدو پيدايش داراي رهبر و مدير بوده است. حضرت آدم عليه السلام، اولين پيامبر، رهبر و مدير، در روي زمين بوده است. بعد ها با تشکيل زندگي قبيله اي و توسعه ي جوامع، مديريت و رهبري هم توسعه پيدا کرده است، بگونه ي که در زمان حاضره يکي از عمده ترين ارکان رشد و توسعه در حيات ملي کشور ها به حساب مي آيد.
تعريف واژگان
تعريف مديريت
مديريت در لغت نامه ها؛ مصدر جعلي به معناي اداره کردن، کارگرداني کردن، کياست، رياست و تدبير است. واژه ي «دبّر» در لغت عربي به معناي نگاهي به آينده است. مديريت در اصطلاح؛ يک بحث عام و فراگير است که متفکران و انديشمندان مکاتب مختلف با توجه به فرهنگ و شرايط حاکم بر آن جامعه، آن را تعريف نموده اند. مثلا فريدريک وينسلو تيلور آمريکايي که مديريت علمي را مطرح مي کند. در تعريف «مديريت تيلوريسم» بيشترين توجه را به اضافه توليد دارد، و به کارگر به عنوان ابزار نگاه مي کند. اما در مقابل الکسي استاخانوف روسي و جنبش او، در بحث مديريت، در زمان خودشان، بيشتر به کارگران توجه مي نمايد و شعار کمون اوليه و حذف مالکيت خصوصي را مطرح مي کنند. ولي دانشمندان اسلامي با استفاده از تعاليم اسلام و رهنمود هاي پيشوايان دين، آن را تعريف نموده اند. بنابراين؛ مديريت اسلامي عبارت است از؛«شيوه ي بکارگيري منابع انساني و فرصتات مادي، برگرفته از آموزه هاي اسلامي، براي نيل به اهدافي که متأثر از نظام ارزشي اسلام است». را مديريت اسلامي گويند. اما برخي ديگر، تعريف جامع تري ارائه داده اند که به مذاق همه ي نحله ها، سازگاري دارد. مديريت؛« علم و هنر، هماهنگ کردن، رهبري و کنترل، فعاليت هاي دسته جمعي، براي نيل به هدف هاي مطلوب، باحد اکثر کارايي»را گويند.
تعريف رهبري
«رهبري»کلمه ي فارسي است که از دو واژه ي «ره» به معناي راه و مسير، و «بر» که به معناي بردن وحمل کردن است، تشکيل شده است، که به معناي هدايت کننده، راهنما، پيشوا و قائد مي باشد. که مترادف با امامت، زعامت، قيادت و ولايت است.
«رهبري» دراصطلاح علوم اجتماعي، به معناي فرايندي است که طي آن فرد، با بهره گيري از نفوذ و مهارت هاي خويش افراد يا گروهي را، براي رسيدن به هدف معين هدايت مي کند. در منابع اسلامي، رهبري به معناي امامت و هدايت بکار رفته است.آنجا که خداوند متعال در سوره ي انبياء مي فرمايد:«و جعلنا هم أئم? يهدون بأمرنا». و آنان را پيشواياني قرار داديم که به فرمان ما مردم را هدايت مي کنند. شهيد مطهري در اين مورد دارد که:رهبري و مديريت در عرف امروز، با همه توسعه و شمولي که پيدا کرده است، اگر بخواهيم مرادف و همانندي براي آنها در مصطلحات اسلامي پيدا کنيم، بايد بگويم: ارشاد و رشد و يا هدايت و رشد. قدرت رهبري همان قدرت بر هدايت و ارشاد است در اصطلاحات اسلامي. ايشان در جايي ديگر ميگويد: ميان نبوت و امامت فرق است، اولي راهنمايي است و دومي رهبري، همچنان که راهنمايي ديني نوعي راهنمايي است که از افق غيب بايد رسيده باشد، يعني راهنما بايد غيبي باشد. رهبري نيز اين چنين است... وظيفه نبي تبليغ است. «و ما علي الرسول الا البلاغ» ولي وظيفه امام اين است که ولايت و سرپرستي و رهبري کند بر کساني که رهبري او را پذيرفته اند.
تفاوت مديريت با رهبري
اگرچه مديريت با رهبري تفاوت هاي اندکي دارند که مديريت بيشتر طبق قوانين و کنترل استوار است، و زيادتر به «کارايي» مي انديشد. اما رهبري معناي فراتر از هدايت صرف دارد، بلکه ايجاد انگيزه والهام بخشي به ديگران، و تشويق افراد را مد نظر دارد، تا کار هاي مورد نظر را داوطلبانه انجام دهند. در عين حال اشتراکاتي هم دارند، که هردو در پي تحقق اهداف سازماني هستند و هردو نيازمند مهارت هاي ارتباطي و تصميم گيري و شناخت انسانها مي باشند. به همين جهت اکثر دانشمندان اين دو را دو روي يک سکه مي دانند. و لذا؛ به عنوان مترادف بکار مي برند.
تأثير مديريت و رهبري بر نهاد هاي علمي
بحث درباره مديريت و رهبري از روزي که بشر پا به اين عرصه ي خاکي نهاده و زندگي قومي و قبيله اي را آغاز نموده، مطرح بوده است. در جهان در روز جاری نيز که علوم، تکنولوژي و دانش پيشرفت نموده و سازمانهاي بزرگ صنعتي و توليدي به وجود آمده است، مهمترين مسئله، چگونگي ادارهي مجموعههاي عظيم انساني است. و در اينجا نقش مديريت و رهبري تعيين کننده است.
از آنجايي که اسلام در هيچ موردي، بدون ارائهي طريق نيست. مديريت و رهبري آن نيز در همه ي زمينه ها است. از اين روي ديدگاه مديريتي اسلام، منحصر به اداره زندگي مادي نيست، بلکه در امور مذهبي و معنوي ضرورت بيشتري احساس مي شود. زيرا؛ شرافت انسان به روح ملکوتي او است و امتياز انسان بر ساير حيوانات، مرهون همين ويژگي است. قواي نباتي و حيواني، در واقع زمينه ساز رشد و کمال معنوي است. به همين جهت اولويت و اصالت ايجاب مي کند، که تمرکز روي ارزشهاي معنوي قرار گيرد. هيچگاه نبايد اصل را فداي فرع نمود. بنابراين؛ تأمين منافع مادي بايد در راستاي مصالح معنوي، توسعه و تعميق ارزشهاي معنوي و الهي قرار گيرد. پيامبر گرامي استلام، صلي الله عليه وآله وسلم، به همين منظور مبعوث به رسالت شد، تا با مديريت و رهبري خويش، بار هاي سنگين و کمر شکن را از دوش جان انسان ها بردارد، و زنجير هاي که بر گردن روح خود نهاده اند، بگشايد. به همين سبب؛ خداوند متعال يکي از صفات پيامبر گرامي اسلام را اينگونه بيان مي کند. «ويضع عنهم اصرهم و الاغلال التي کانت عليهم»او کسي است که بار هاي سنگين و زنجير هايي را که بر آنها بود(از دوش و گردن شان) بر مي دارد. پيامبر صلي الله عليه وآله وسلم. با رهبري خردمندانه ي خويش، غول ها و زنجير هاي جهل و ناداني، بت پرستي و خرافات و ... را برداشت. بگونه اي که از آن جامعه ي فروفته در جهل و ناداني، تمدن بسيار عالي بنا نهاد که انديشمندان منصف غرب در شگفتند که رسول مکرم اسلام، صلي الله عليه وآله وسلم، چگونه توانسته است در آن مدت کوتاه اين همه تحول عظيم بوجود آورد. افرادي که تا ديروز تجاوز و غارتگري و قتل و خونريزي، از افتخارات شان بودند، بدل به انسان هاي رئوف و مهربان شدند که ايثار و فدا کاري در زندگي شان موج مي زند. اين نيست، جز آن رهبري خردمندانه ي ايشان.
امير المؤمنين علي عليه السلام، در خطبه يک نهج البلاغه هدف از رسالت انبياي الهي را رهبري و مديريت ذخاير نهفته دروني انسانها را بيان مي کند. «و يثيروا لهم دفائن عقولهم» خداوند پيامبران خود را در ميان مردم برانگيخت تا (با رهبري خويش) ذخاير پنهان استعدادها را استخراج نمايند. در اين بيان شريف امير المؤمنين علي عليه السلام، عقول انسان ها را تشبيه به گنجينه هاي پنهان مي کند. که رهبران راستين الهي اين گنجينه ها را آشکار و فعال مي نمايند. عقل و خرد، موهبت الهي و سرمايه اي ذاتي، در درون هر انساني است. مانند معدن طلا يا گنجي که در عمق زمين پنهان است و نيازمند استخراج است، زيرا؛ اين گنج به خودي خود در درون خاک سود مند نيست. مگر اينکه استخراج شود. بسياري از مردم از اين گنج بي خبرند، يا آن را به حال خودش رها مي کنند، در اينجاست که ضرورت يک رهبري خردمند، احساس مي شود، تا مردم اين سامان را به گنج هاي پربهاي شان رهنمون سازند، و زمينه ي رشد و تعالي شان را فراهم سازند. تا آنان بسان کسي که ابزار مناسب را در دست دارد، با جديت و تلاش بدنبال گنج مي رود، خرد و فکر خود را به کار مي گيرد، با مطالعه، تجربه و تهذيب نفس به کندوکاو درون خود مي پردازد تا اين گنج را بيابد. و نيروها عقلاني بالقوه ي خود را به فعليت برساند. اگر به اين مرحله رسيد به معناي «يثيروا لهم دفائن العقولهم» دست مي يابد. و در مواجهه با انتخاب ها، انتخاب عقل را بر هوس هايش ترحيج مي دهد. در اين هنگام است که اين عقل بيدار شده مانند چراغ فروزان پيش روي او قرار دارد، راه سعادت را به او نشان مي دهد، و از شقاوت باز مي دارد. و در برخورد با ديگران، در تصميم گيري ها و اداره ي زندگي از روي حکمت و تدبير عمل مي کند. و خرد اين شخص به مرحله اي رسيده است که فرموده ي امام صادق عليه السلام، در مورد او صدق مي کند. که راوي از امام صادق عليه السلام، سؤال مي کند که؛«ما العقل»؟ قال؛«ما عبد الرحمن و اکتسب به الجنان» عقل آن چيزي است که به وسيله آن خداي رحمان عبادت شود و بهشت برين بدست آيد.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به رهبري در این گزارش ارائه شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره مديريت در متن مقاله بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: شیوا عباسیان