خرید بک لینک

ابعاد تأثير مديريت و رهبري بر نهاد هاي علمي

حقيقت اين است که نهاد هاي علمي مانند حوزه هاي علميه، دانشگاهها، پژوهشگاهها، مدارس، مکاتب، سازمان ها و نهاد هاي علمي و مجموعه افرادي که در اين اماکن مشغول هستند، افراد قابل توجهي از جامعه را تشکيل مي دهند، و سرنوشت جامعه بستگي به کار کرد هاي اينها دارد. با توجه به اين نگرش، معلوم مي شود که مديريت و رهبري چه تأثير بي بديلي در اين نهاد ها دارد. در واقع رهبر به سان ناخداي يک کشتي ميماند که سرنوشت همه سرنشينان کشتي بستگي به اراده ي ناخداي کشتي دارد.

به عبارت ديگر رهبري از سرنوشت ساز ترين عناصر در در تمام حرکت هاي فردي و اجتماعي انسانها است. و اساسا بشر به مدد مديريت و رهبري است که به دنبال استفاده ي مطلوب از تواناییات و منابع عالم هستي بوده و هست. يک رهبر قوي و نيرومند مي تواند يک جامعه به اوج تعالي برساند. در حاليکه يک رهبر ضعيف سالها آن جامعه را به عقب مي اندازد.

رهبر از طريق در نظر گرفتن اولويت ها، و حمايت از پژوهش هاي علمي، و جهت دهي پژوهش ها، تعيين چشم انداز و هدف گزاري کلان، ايجاد وحدت و هم افزايي بين اعضاء، و ايجاد فرهنگ و انگيزه براي پيشرفت، و حمايت از از توليد علمي - بومي نوآورانه، مي تواند نهاد هاي علمي را به سمت قله ي علم و پيشرفت سوق دهد. و مفاهيم چون «اقتدار علمي»، «جهاد علمي» و «استقلال علمي» را در ميان محققان، پژوهشگران، مدرسان و معلمان، ترويج نمايد، و مسير توسعه علم در خدمت جامعه را تبيين نمايد. حال به بررسي برخي از موارد فوق مي پردازيم.

الف- نظم و سامان دهي

نظم و انضباط از مهم ترين و برجسته ترين رازهاي موفقيت هر فرد و گروهي است. عمل به برنامه صحيح، انسان را منظم، متعهد و معتقد به آنچه را که انجام مي دهد، بار مي آورد. و اين راهي است که مردان بزرگ تاريخ آن را پيموده اند. در طول تاريخ بشريت، هر جا که در زندگي بزرگان علم تأمل مي شود ردپاي مداومت نظم و برنامه را مي توان جست. با توجه به اين نکته که يک نهاد علمي مجموعه اي از انسان ها، گاها با انگيزه هاي مختلف، ممکن است که ديدگاههاي متفاوتي را داشته باشند، تنها رهبر الهام بخش است که مي تواند، بين نيروها انسجام بوجود آورد و با تقويت روحيه ي جمعي، و کار گروهي، و ايجاد فضاي اعتماد، بين افراد و بخش هاي مختلف هماهنگي ايجاد نمايد، و از پراکندگي و جزيره اي عمل کردن جلوگيري کند. و اجزاي پراکنده ي يک نهاد علمي را حول محور مشترک گرد هم آورد، و به آنها نظم، معنا و جهت ببخشد. چونکه؛ يک نهاد علمي بدون رهبر مقتدر، حتي با داشتن بهترين استعداد ها و منابع، به مجموعه اي بي نظم و ناکار آمد، تبديل خواهد شد، و مأموريت اصلي خود را گم خواهد نمود. بنابراين؛ نظم در نهاد هاي علمي به يک امر تصادفي، بلکه نتيجه ي مستقيم نظارت رهبري آگاه و خردمند است. 

ب- تعين اولويت ها

از آنجايي که جامعه ي بشري به سرعت در حال پيشرفت است، يک رهبر علمي توانمند، اولويت بندي مي کند که در کدام حوزه ي علمي بيشتر سرمايه گذاري نمايد. با توجه به قابلیتات، توانمنديها و نياز هاي ملي و جهاني، حوزه هاي پژوهشي استراتژيک را شناسايي و روي آنها متمرکز مي شود. مثلا هوش مصنوعي که زمينه اي از علوم کامپيوتر است که به توسعه ي سيستم هاي کامپيوتري قدرتمند که توانايي انجام وظايف انساني را دارند، مجهز مي باشند. اين سيستم ها در طيف وسيعي از فعاليت هاي انساني، مانند يادگيري، تفکر، تصميم گيري و پردازش داده ها، تخصص دارند. و در زمينه هاي مختلف از زندگي بشر کارايي بهتر از نيروي انساني را دارند. در روز جاریه يکي از اولويت هاي کشورها به حساب مي آيند. به فرموده مقام معظم رهبري حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (قدس سره)؛ کشور هايي که عرصه هوش مصنوعي صاحب فناوري و مستقل نيستند، طعم استعمار و استثمار را خواهند چشيد. و يا در ديدار با جمعي از نخبگان علمي و استعداد هاي برتر مي گويد: من پيشنهاد مي کنم يکي از مسائلي که مورد تکيه و توجه و تعميق واقع مي شود، مسأله هوش مصنوعي باشد که در اداره ي آينده ي دنيا نقش خواهد داشت. ما بايد کاري بکنيم که در دنيا حد اقل در بين ده کشور اول در مورد هوش مصنوعي قرار بگيريم. ايشان در جاي ديگر مي فرمايد: در روز جاری هوش مصنوعي با يک شتاب حيرت دهنده اي دارد پيش مي رود. يعني انسان متحير مي شود از شتابي که اين فن آوري عجيب در دنيا پيدا کرده و دارد پيش مي رود... در مسأله هوش مصنوعي بهره بردار بودن امتياز نيست؛ اين فن آوري لايه هاي عميقي دارد که بايد بر آن لايه ها مسلط شد، آن لايه دست ديگران است. اگر شما نتوانيد لايه هاي عميق و متنوع اين فن آوري هوش مصنوعي را تأمين کنيد، روز بعد اينها يک استگاهي مثل آژانس اتمي درست مي کنند، براي هوش مصنوعي که اگر چنانچه به آن استگاه رسيديد، بايد اجازه بگيريد... زرنگهاي دنيا، فرصت طلب ها و قدرت طلب هاي دنيا، دنبال اين چيز ها هستند. که يک آژانس هوش مصنوعي بوجود آورند. 

ج- توانمند سازي منابع انساني

رهبر مي تواند با نفوذي معنوي که دارد، بين نيروها، هماهنگي و تقسيم کار منظم ايجاد کند، و با تحريک احساسات آنها در مسير درست، انگيزه ي مضاعف بوجود آورد. رهبر با تشويق و ترغيب اعضاء، و احترام گذاشتن به شخصيت آنها، و دادن اختيارات به اعضاء تيم، و فراهم کردن وسايل مورد نياز آنها، و حمايت از خلاقيت و نوآوري تيم، و نخبگان علمي، جرأت رسک پذيري و آزمايش و يادگيري از شکست ها، و راه حل هاي نوآورانه، و با پرورش استعداد هاي آنها، سبب مي شود که محققان به سمت مرزهاي جديدي از دانش حرکت کنند، و روش هاي تکراري را رها نمايند، و به پيشرفت هاي شگرفي نائل آيند. اين امر در صورتي به مرحله اجرا مي رسد که افراد آموزش هاي لازم و مهارت هاي کافي را در اين زمينه فراگرفته باشند. آنوقت رهبر مي تواند، برنامه ي دقيق که از نظر کمّي و کيفي دقیقا روشن بوده و از هرگونه ابهام و کلي گويي خالي باشد، و تماما جنبه ي عملي و عيني داشته باشد. براي نيرو هاي انساني، ابزار و وسائل لازم، هزينه ها و زمان بندي را مورد توجه قرار دهد، بطوري که وقت بيهوده تلف نشود و حجم برنامه ها بيش از مقدار وقت معين نباشد. در سيره ي پيامبر گرامي اسلام، صلي الله عليه وآله وسلم، وقتي نگاه مي کنيم، اين نظم را به وضوح مي بينيم. مثلا در جنگ خندق، برنامه حضرت چنان دقيق است که وقتي دشمن به مدينه مي رسد، ناگهان با خندق عظيم روبرو مي شود، که دقيقا با ورود آنها به اتمام رسيده است. يا در جريان فتح مکه با چنان نقشه ي دقيق نيروها را حرکت مي دهد، وقتي به بلندي هاي مکه مي رسد، تازه دشمن از ورود سپاهيان اسلام با خبر مي شوند. امام صادق عليه السلام، براي نشر علوم اسلامي، براي آيندگان و در زمان هايي که شيعيان و شاگردان مکتب اهلبيت عليهم السلام، سخت در فشار قرار خواهند گرفت، به يکي از دوستانش تأکيد مي کند، امروز که توانايي داري، اين احاديث را بنويس و در ميان يارانت خود پخش کن، چرا که زماني فرا مي رسد که مردم دسترسي جز به کتاب هاي شان ندارند و جبّاران زمان رابطه ميان امامان عليهم السلام، و پيروان مکتب شان را قطع مي کنند. از اين نمونه ها در زندگي پيشوايان بسيار ديده مي شود.   

 به هرصورت، رهبر با ترسيم کردن يک چشم انداز واضح و روشن براي آينده، و جهت گيري تحقيقات در مسير معين، و تعيين حد اکثر مدت زمان انجام پروژه، سبب مي شود که محققان به سمت اهداف مورد نظر، سوق داده شوند، و تمام توان و نيروي خود را در اين مسير بکار گيرند. زيرا؛ تمرکز حواس، نيروي محرکه موفقيت در علم است. بدينسان است که محيط کار علمي، محيط پويا و کار آمد مي گردد. با اين سياست گذاري مي توان از علم، براي حل چالش هاي اجتماعي، و به عنوان يک ابزار قدرتمند براي پيشرفت جامعه، و تأثير گذاري مثبت بر جامعه، بهره برد. و در سطح جهان با يک هويت ملي و برند علمي منحصر بفرد ظاهر شد. 

د- شبکه سازي

در عصري که زندگي مي کنيم، عصر «جهاني شدن علم» ناميده شده، علم با سرعت سرسام آوري در حال پيشرفت است، که در آن، توليد، انتشار و کار برد دانش علمي، از مرزهاي ملي فراتر رفته، ديگر علم پديده اي محلي يا محدود به مؤسسه ي خاصي نيست، بلکه در مقياس جهاني توليد و توزيع مي شود، پژوهشگران از نقاط مختلف جهان به صورت همزمان در پروژه هاي مشترک همکاري مي کنند، داده ها و يافته ها را به صورت آنلاين، به اشتراک مي گذ ارند. زيرا؛ پروژه هاي بزرگ علمي، مانند پژوهش هاي فضايي، انرژي هاي نو، يا هوش مصنوعي. نيازمند منابع عظيم مالي و فن آوري پيشرفته اند که با همکاري جهاني راحت تر قابل تحقق هستند. بنابراين؛ کشور ها و مؤسسات مختلف منابع خود را به اشتراک مي گذارند و شبکه هاي علمي بين المللي ايجاد مي کنند. در چنين شرايطي رهبر آگاه و خردمند، به منظور پيشرفت جامعه اش، شبکه هاي علمي بين المللي ايجاد مي کند و پژوهشگران خود را در عرصه ي جهاني حمايت مي کند و از فن آوري هاي نو، براي توسعه همکاري ها، بهره مي گيرد. در عين حال استقلال علمي و فرهنگي خود را نيز حفظ مي نمايد. و اين کار را با شبکه سازي نهاد هاي علمي آغاز مي کند.

شبکه سازي نهاد هاي علمي به معناي ايجاد ارتباط هدفمند، بين حوزه هاي مختلف، دانشگاهها، پژوهشگاهها، مراکز تحقيقات و فن آوري، و حتي ارتباط بين سازمان هاي علمي و بين المللي، نيز لازم است. چونکه؛ هدف از ارتباطات ساختارمند، تبادل دانش، و استفاده از تجربه هاي ديگر، براي تسريع در توليد علم و نوآوري است.

از آنجايي که شبکه سازي به صورت خود کار، رشد نمي کند، و نيازمند رهبر خردمند و آينده نگر است، تا زير ساخت هاي شبکه هاي علمي را بوجود آورد، و تقسيم کار انجام دهد تا هيچ کاري بدون مسؤول باقي نماند، و در عين حال از تداخل و تضاد مسؤوليت ها جلوگيري به عمل آيد. و هر کاري دقيقا به افرادي که از عهده ي آن بر مي آيد سپرده شود. و کل افراد به صورت يک مجموعه ي دقیقا منسجم عمل کنند، به گونه اي که کار هريک، مکمل عمل ديگري باشد. سلسله مراتب، در تقسيم کار در نظر گرفته شود. تمام افراد، از طريق سلسله مراتب با رهبر در ارتباط باشند، براي سامان دهي بهتر، بايد لقايت ها، استعداد ها، تخصص ها و تقواي افراد به صورت فوق العاده مد نظر قرار گيرد، و از تمام عناصر شايسته به بهترين وجه استفاده گردد.

رهبر خردمند همچنين شرکاي علمي مناسب، اعم از داخلي و خارجي را شناسايي نمايد، باسياست گذاري دقيق، چارچوب حقوقي و اجرايي همکاري ها را تعيين کند. و با شفاف سازي اهداف، و تقسيم منافع، از بروز تعارض ها، جلوگيري نمايد. تا اعضاء بتوانند، يافته هاي پژوهشي خود را به اشتراک بگذارند، و از فن آوري هاي جديد مطلع شوند، و در پروژه هاي مشترک، مشارکت فعال داشته باشند. هر قدر شبکه هاي علمي گسترده تر، و پيچيده تر باشد، مسأله هماهنگي در آن نيز حساس تر مي شود. 

برچسب: نویسنده: شیوا عباسیان تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:24

صفحه بندی